راه نزدیک

دریافت متن «راهِ نزدیک»

«و أنّ الرّاحلَ إلیک قریبُ المسافه»
و به راستی که کوچنده‌ی به درگاهِ تو راهش نزدیک است.
(امام سجاد(ع)، دعای ابوحمزه ثُمالی)

یکی از یاران حضرت محمد (ص) داستانی را که از زبان پیامبر شنیده بود، چنین روایت می‌کند:

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «از میانِ پیشینیانِ شما شخصی بود که ۹۹ نفر را کشته بود. اما روزی تصمیم گرفت که توبه کند و مردی نیک شود. پس در جستجوی داناترین مردم برآمد. او را به راهبی رهنمون شدند. به نزد او رفت و گفت: «من ۹۹ نفر را کشته‌ام، آیا امکان توبه‌ای برای من هست؟» راهب گفت: «نه». آن مرد، راهب را هم کشت و تعداد کشتگان به ۱۰۰ تن رسید. آن‌گاه دوباره از داناترین مردم روی زمین جستجو کرد و این‌بار راهنمایی‌اش کردند به مردی عالِم. به نزد او رفت و گفت صد نفر را کشته و آیا راه توبه‌ای دارد؟ مرد عالِم گفت: «آری، چه چیز و چه کس می‌تواند بین تو و بازگشت به سوی پروردگارت حائل و مانعی باشد؟!» آن‌گاه افزود: «به فلان سرزمین برو. در آن‌جا مردمی خداپرست و نیک‌ هستند. تو نیز با آن‌ها در پرستش خداوند و زندگی نیک همراه شو امّا به سرزمین‌ات بازمگرد که سرزمینی بد است». مرد به راه افتاد تا این‌که در نیمه‌ی راه اجلِ او فرا رسید و مُرد.

فرشتگانِ رحمت و فرشتگانِ عذاب، بر سرِ بردنِ او با خود، به نزاع پرداختند. فرشتگان رحمت می‌گفتند: «او توبه‌کار است و روی به خداوند آورده، پس شایسته‌ی بخشایش است». و فرشتگان عذاب می‌گفتند: «او هنوز کار نیکی انجام نداده است، پس به جزای اعمال بدش باید به جهنم برود.»

سرانجام فرشته‌ای در شکل انسان به نزد آن‌ها آمد و فرشتگان عذاب و رحمت، او را داور خویش قرار دادند. آن فرشته گفت: «فاصله‌ی وی از هر یک از این دو سرزمین را اندازه‌گیری کنید. به هر کدام که نزدیک‌تر باشد، به آن تعلق دارد و از [اهل] آنجاست».

اندازه‌گیری کردند و دیدند که به سرزمینی که قصد رفتن به آن داشته نزدیکتر است.(1)تقریری دیگر از این ماجرا نیز گفته می‌شود که بدین شرح است: در هنگام اندازه‌گیریِ فاصله‌ها از دو شهر، خداوند به زمینِ پشتِ سرِ مرد فرمان می‌دهد که کشیده شود تا به این ترتیب، فاصله تا شهر مقصد، کوتاه‌تر باشد. پس فرشتگان رحمت او را با خود به بهشت بردند.» (2)پیام پیامبر(ص)، تدوین و ترجمه‌ی بهاء‌الدین خرمشاهی و مسعود انصاری، ص ۴۰۱، انتشارات جامی، ۱۳۷۶.

***

خداوند می‌گوید: «هر کس یک وجب به من نزدیک شود، من به اندازه‌ی یک دست(3)یک ذراع به او نزدیک می‌شوم و هر که یک دست به من نزدیک شود، من به اندازه‌ی دو دستِ گشوده(4)یک باع به او نزدیک می‌شوم و هر کس آهسته [و معمول] به سوی من آید، من دوان‌دوان(5)هَروَله‌کنان به سوی او می‌آیم.»(6)حدیث قدسی، مستدرک الوسائل، ج۵، ص ۲۹۸.

مَنْگر اندر نقشِ زشت و خوبِ خویش          بنگر اندر عشق و در مطلوبِ خویش
منگر این را که حقیری یا ضعیف          بنگر اندر همتِ خود ای شریف
خُفته‌شکل و لَنگ و لوک و بی‌ادب          سوی او می‌غیژ و او را می‌طلب
دوست دارد یارْ این آشفتگی          کوششِ بیهوده بِهْ از خُفتگی

(مثنوی مولوی)

***

پیامبر اکرم (ص) فرمود: «هر که یک سال پیش از مرگش توبه کند، خداوند توبه‌اش را می‌پذیرد.» سپس فرمود: «یک سال زیاد است؛ هر که یک ماه پیش از مرگش توبه کند، خدا توبه‌اش را می‌پذیرد.» باز فرمود: «یک ماه زیاد است؛ چنان‌چه ساعتی قبل از مرگ توبه نماید، خداوند او را موردِ غفرانِ خویش قرار می‌دهد.» و بار دیگر فرمود: «یک ساعت هم زیاد است» و با اشاره به گلوی خود افزود: «تا پیش از آن که جان بدین‌جا رسد، خداوند توبه‌ی او را می‌پذیرد.»(7)سیره آموزشی رسول خدا، مصطفی دلشاد تهران، ص ۱۲۸

***

«امید از حق نباید بریدن؛ امید سرِ راهِ ایمنی است. اگر در راه نمی‌روی، باری سرِ راه را نگاه دار. مگو که «کژی‌ها کردم»؛ تو راستی را پیش گیر، هیچ کژی نمانَد. راستی هم‌چون عصای موسی است؛ آن کژی‌ها همچون سِحرهاست. چون راستی بیاید، همه را بخورَد. چون راست شَوی، آن همه نمانَد؛ امید را زنهار مَبُر.»

(فیه‌مافیه، مولوی)

پاورقی   [ + ]

1. تقریری دیگر از این ماجرا نیز گفته می‌شود که بدین شرح است: در هنگام اندازه‌گیریِ فاصله‌ها از دو شهر، خداوند به زمینِ پشتِ سرِ مرد فرمان می‌دهد که کشیده شود تا به این ترتیب، فاصله تا شهر مقصد، کوتاه‌تر باشد.
2. پیام پیامبر(ص)، تدوین و ترجمه‌ی بهاء‌الدین خرمشاهی و مسعود انصاری، ص ۴۰۱، انتشارات جامی، ۱۳۷۶.
3. یک ذراع
4. یک باع
5. هَروَله‌کنان
6. حدیث قدسی، مستدرک الوسائل، ج۵، ص ۲۹۸.
7. سیره آموزشی رسول خدا، مصطفی دلشاد تهران، ص ۱۲۸

دیدگاهی در مورد این مطلب دارید؟ برای ما بنویسید:

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *